Karbol F, Behzadpour M, Kalantari M, Panahi S. The Impact of Symmetry، Centrality، and Climate on Spatial Organization and User Experience in Persian Gardens (Case Studies: Shazdeh Mahan in Kerman، Eram in Shiraz، and Fin in Kashan). Haft Hesar J Environ Stud 2026; 15 (55) :93-106
URL:
http://hafthesar.iauh.ac.ir/article-1-2364-fa.html
کربول فروغ، بهزادپور محمد، کلانتری میترا، پناهی سیامک. بررسی تأثیر تقارن، مرکزیت و اقلیم بر سازمان فضایی و تجربه کاربران در باغ ایرانی(شازده ماهان کرمان، ارم شیراز، فین کاشان). مطالعات محیطی هفت حصار. 1405; 15 (55) :93-106
URL: http://hafthesar.iauh.ac.ir/article-1-2364-fa.html
1- گروه معماری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد پروفسور حسابی، تفرش
2- گروه معماری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد هشتگرد
3- گروه معماری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد پروفسور حسابی، تفرشگروه معماری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد پروفسور حسابی، تفرش
4- گروه معماری،دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج
چکیده: (17 مشاهده)
باغهای ایرانی، بهعنوان یکی از برجستهترین نمودهای طراحی منظر سنتی، در طول تاریخ، با حفظ اصول تقارن1، مرکزیت2، و سازگاری اقلیمی3 شکل گرفتهاند. این باغها علاوه بر بازتاب جهانبینی فرهنگی و مذهبی ایرانیان، متناسب با شرایط اقلیمی ایران، از اقلیم گرم و خشک فلات مرکزی تا نواحی معتدل و مرطوب شمالی، تطبیق یافتهاند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تقارن، مرکزیت و اقلیم بر سازمان فضایی باغهای ایرانی و تأثیر آن بر تجربه فضایی و روانشناختی کاربران انجام شده است. همچنین، تداوم این اصول در طراحی معاصر و امکان بهرهگیری از آنها در فضاهای عمومی و خصوصی بررسی شده است.
این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و ترکیبی (کمی و کیفی) بهره برده است. در بخش کیفی، مطالعات تاریخی، بررسی متون تخصصی، و مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۰ متخصص معماری منظر و اقلیمشناسی انجام شد. در بخش کمی، دادههای حاصل از پرسشنامه استاندارد میان ۴۰۰ بازدیدکننده از باغهای ایرانی (باغ شازده ماهان کرمان، باغ ارم شیراز، و باغ فین کاشان) با استفاده از روشهای تحلیل واریانس (ANOVA)، آزمون t مستقل، و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد. تحلیل دادههای کیفی با روش تحلیل مضمون انجام گرفت که میزان توافق میان ارزیابان ۸۷٪ بود، تأییدکننده اعتبار نتایج است. نتایج پژوهش نشان داد که ادراک فضایی و میزان رضایت کاربران از محیط، بهطور معناداری با عناصر اقلیمی، تقارن، و مرکزیت در باغهای ایرانی مرتبط است (r = 0.73، p < 0.001). همچنین، یافتهها نشان داد که عناصر طراحی باغها در اقلیمهای مختلف ایران تغییر یافتهاند اما همچنان تابع اصول ثابت هندسی و فرهنگی هستند. بررسی تاریخی نیز نشان داد که باغهای ایرانی در دوران صفوی و قاجار، بیشترین هماهنگی را میان طراحی فضایی و شرایط اقلیمی داشتهاند.
در تحلیل کیفی مصاحبهها، ۸۰٪ از متخصصان تأکید داشتند که اصول باغ ایرانی میتوانند در طراحی معاصر مورد استفاده قرار گیرند. یافتههای پژوهش نشان داد که تلفیق اصول سنتی باغ ایرانی با ملاحظات اقلیمی میتواند نقش کلیدی در بهبود کیفیت فضاهای سبز و افزایش تعامل انسان با محیط داشته باشد. ازاینرو، پیشنهاد میشود که در طراحی این فضاها از روشهای مدیریت منابع آبی4، انتخاب پوشش گیاهی متناسب با اقلیم، و طراحی مسیرهای حرکتی سازگار با الگوهای باد و تابش خورشید استفاده شود. این پژوهش نشان داد که اصول مرکزیت و تقارن در باغهای ایرانی، فراتر از یک عنصر زیباییشناختی، ابزاری کارآمد برای بهبود تجربه روانشناختی کاربران و انسجام فضایی است. در نهایت، پیشنهاد میشود که مطالعات آتی به بررسی دقیقتر تأثیر اقلیم بر طراحی باغهای ایرانی در دورههای مختلف تاریخی و شناسایی راهکارهای نوین برای ادغام این اصول در معماری معاصر بپردازند.
نوع مطالعه:
پژوهشي-مورد پژوهی |
موضوع مقاله:
معماری دریافت: 1404/1/16 | ویرایش نهایی: 1405/3/14 | پذیرش: 1404/3/3 | انتشار: 1405/3/14 | انتشار الکترونیک: 1405/3/14